موانع توسعه اقتصادی ، موانع اجتماعی-فرهنگی

موانع توسعه اقتصادی ، موانع اجتماعی-فرهنگی

بی شک همانطور که در مطلب قبل نیز خواندید، کمبود سرمایه از موانع اصلی توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه است. اما همانطور که نورکس نوشته: “توسعه اقتصادی تا حد زیادی نه تنها به فراوانی سرمایه بلکه به خصوصیات فردی، اجتماعی و شرایط تاریخی کشورهای در حال توسعه نیز بستگی دارد. سرمایه برای توسعه اقتصادی لازم است اما کافی نیست.” براساس  گزارش سازمان ملل متحد در مورد روندها و مشکلات صنعتی شدن در کشورهای در حال توسعه، مقاومت اجتماعی بر علیه تغییرات اقتصادی در این کشورها که شامل عوامل سازمان یافته فرهنگی و سنتی می شوند، از طریق انعطاف ناپذیر بودن مشاغل که خود از طریق باورها و ارزشهای سنتی، طرز تفکر مردم در ارزشگذاری اجتماعی مشاغل و عدم تطبیق با شرایط زندگی فعلی، طبقه بندی و قشربندی جامعه در طبقات و اقشار مختلف اجتماعی فرهنگی، تبعیت از رسوم کهنه و فقدان و سردرگمی هویت اجتماعی ظاهر می گردند، مشخص و معلوم می شوند. این موانع اجتماعی به صورت زنجیر وار مانعی در روند تحرک اجتماعی و جغرافیایی ایجاد می کنند و در حقیقت مانند دامی فرا راه پیشرفت اجتماعی قرار می گیرند. در نتیجه مردم این کشورها در قبول ارزشهای نوین که از طریق بکارگیری روشهای نوین و نوآوری ایجاد شده مقاومت می کنند.

خانواده واحد اولیه اجتماعی و اقتصادی است. در نتیجه طرز تفکر خانواده نقش مهمی در ایجاد طرز تفکر و فرهنگ کشور ایفا می کند و در حقیقت خانواده کانون اصلی برای قبول یا رد افکار و تغییرات نوین است. پول در این جوامع یا کنز می شود و یا صرف خرید طلا، جواهر، زمین، برپایی میهمانی های بزرگ و در نهایت مصروف برپایی جشن های عروسی و مراسم سوگواری می شوند. این مخارج به نام مصارف نمایشی موسوم هستند.

از طرف دیگر ماموران اجرایی، مدیران، سیاست مداران و برنامه ریزان از افراد مسلط هستند. از آنجایی که این افراد لایق ترین و مستعدترین افراد جامعه نیستند، به مثابه مانعی در مقابل پدیده هایی از قبیل دولت مشروع، تشکیلات اداری غیر فاسد و سالم و نیز بنگاه های تولیدی بهره ور و کارا مقاومت می کنند. این عمل سبب ترویج فساد، رشوه خواری، پارتی بازی، تبعیض و عدم کارآیی تشکیلات دولتی مشود و این خود توسعه اقتصادی را مشکل تر می سازد.

توضیح تمام جنبه های اجتماعی و فرهنگی کشورهای در حال توسعه خارج از حوصله این مطلب است، در اینجا تنها به این جمله از پرفسور راداکریشنان جامعه شناسی هندی بسنده می کنیم: “کیفیت فرهنگی مردم شرق به نحوی است که آنها را وادار می سازد تا در پی زندگی و تثبیت شرایط آن باشند، در حالیکه کیفیت فرهنگی غرب به نحوی سازمان یافته است که آنها را در پی ماجراجویی و مصرف روانه می سازد.”

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید