بیماری هلندی چیست؟

بیماری هلندی چیست؟
بیماری هلندی در اثر رونق صادرات مواد اولیه بوجود می آید که در بر انگیختن توسعه به دلیلی فراگیر تر شکست بخورد.

هلندی ها بعد از سال ۱۹۶۰ در پی کشف منابع عمده گاز طبیعی، صادرات آن را آغاز کردند. رونق صادرات و مازاد تراز پرداخت ها رفاه جدیدی را برای هلندی ها ممکن ساخت. اما در خلال دهه ی ۱۹۷۰ اقتصاد هلند از بالا رفتن تورم، کاهش صادرات تولیدی، نرخ های پایین تر رشد در آمد و افزایش بیکاری آسیب دید. رونق بازار نفت در دهه ی هفتاد و اوایل دهه ی هشتاد در برخی از کشورها از جمله عربستان، نیجریه و مکزیک تناقضات مشابهی به وجود آورد. اقتصاددانان عنوان بیماری هلندی را پدیده عامی قابل اطلاق به تمامی کشورهایی که از شکوفایی صادرات کالاهای اولیه بهرهمند می شوند، نامیدند.

کلید این معما در فهم دو مسئله است: ۱- چگونه رونق صادرات بر نرخ واقعی ارزش کشور اثر می گذارد. ۲- چگونه نرخ واقعی ارز بر دیگر صنایع اثر می گذارد.

برای فهمیدن چگونگی تاثیر نرخ واقعی ارز، کلید بیماری هلندی می سود، از تاثیر نرخ ارز بر صنایع صادراتی غیر از صنعت در حال رونق مواد اولیه شروع می کنیم. نرخ اسمی ارز ثابت، تورم محلی افزون بر تورم جهانی موجب می شود تا سود صادرکنندگان کاهش یابد: دستمزد ها و قیمت های مواد اولیه داخلی سریع تر از قیمت تولیدات صادر شده بالا می رود. و این درست همانند تقویت نرخ واقعی است.

رونق گرفتن صادرات مواد خام سبب افزایش نرخ واقعی ارز به این صورت می شود که این واقعه به دو صورت روی می دهد: اول جریان ورودی ارز از درآمدهای بالاتر صادرات، یک مازاد پول خارجی ایجاد می کند که به بیرون کشیدن قیمت خود از پول داخلی میل دارد.  دوم درآمد بیشتر از رونق گرفتن صادرات مواد اولیه هم به تورم داخلی سریع تر دامن می زند، زیرا درآمد اضافی، تقاضای بالاتری برای تمام کالاها و خدمات در اقتصاد ایجاد می کند، تا حدی که این تقاضا به درون واردات سرریز شود. اما جریان خروجی ارز بدون تورم است، چرا که قیمت واردات تاثیر چندانی از افزایش تقاضا در کشور نمی پذیرد. تقاضای بیشتر به قیمت بالاتر کالاهای غیرقابل تجارت تبدیل می شود یعنی تورم داخلی. و می دانیم که اگر تورم داخلی افزون بر تورم جهانی شود، ارزش نرخ واقعی ارز افزایش می یابد. اکنون معما را بهتر می توان تبیین کرد. صادرات مواد اولیه در حال رونق با برانگیختن تورم سریع تر داخلی . بدین ترتیب موجب افزایش نرخ ارز شدن، دیگر صادرات را نیز به کمتر رقابتی بودن و در نتیجه سود آوری کمتر می کشاند. با بالا رفتن تورم، تولیدکنندگان به دلیل رقابت نمی توانند قیمت های خیلی بیشتری طلب کنند، در نتیجه با کاهش سود کسادی و رکود در بخش تولید قابل پیش بینی است.

یکی از نشانه های بیماری هلندی متورم شدن درآمدهای دولت است که می تواند خسارت های کشنده ای به کشورها وارد نماید. چنانچه در نیجریه اتفاق افتاد. اما از طرفی هم می تواند به ابزار توسعه پایدار تبدیل سود، مانند اندونزی.[۱]

درمان بیماری هلندی به پیش گیری یا معکوس کردن افزایش ارزش واقعی پول رایج وابسته است. در بیشتر موارد این امر مستلزم تضعیف پول رایج همراه با مازاد های بودجه دولت و با خودداری شدید بانک مرکزی از ایجاد پول است، که هر دو مهار کردن تورم را نشانه رفته باشند.  دولت باید اول باد آورده های صادرات را برای بودجه بندی صحیح برای توسعه دراز مدت مهار کند. دوم با به تاخیر انداختن مخارج جدید به صورت ضد دورانی عمل کند و بنابراین به تثبیت اقتصاد از طریق خرج کردن کمتر در خلال بیشترین دوره تورمی رونق اقتصاد کمک می کند.

 


[۱] مراجعه شود به:(New York: Oxford university press for the world bank, 1988) Alan gelb, oil windfalls: blessing or curse?

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید