امپریالیسم

امپریالیسم

بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که رشد آهسته، نابرابری شدید و سطح بالای بیکاری در کشورهای رو به توسعه ناشی از روابط نابرابر قدرت میان کشورهای غنی و فقیر و نیز اختلاف طبقاتی در کشورهای رو به توسعه است. افزون بر این پیدا کردن راه حلی برای مسئله فقر مستلزم تغییر بنیادی در روابط مبتنی بر قدرت است و این امر خود مستلزم حذف ارزشها و ساخت طبقاتی نظام سرمایه داری است.

در خصوص این موضوع که چرا اصولا کشورهای سرمایه داری خصلت امپریالیستی دارند، نکته مهم کاهش نرخ سودی نیست که از کشورهای خارجی بدست می آید زیرا بنگاه های سرمایه داری همیشه نیازمند تامین امنیت برای عرضه مداوم منابع طبیعی هستند. بنابراین بنگاه های مذکور علاقمند حمایت از سرمایه گذاری های خود در خارج اند، و به این منظور نیروی نظامی بزرگی تشکیل می دهند تا حافظ منافعشان در داخل و خارج کشور باشد. اما کارگران در جوامع سرمایه داری از تشکیل این نیروی عظیم نامی سود می برند، حتی اگر سود اندکی از سرمایه گذاری خارجی نصیب آنها شود.

وجود دموکراسی در جهان سرمایه داری مانع از پیدایش امپریالیسم نخواهد شد 

برخی اقتصاددانان نظر پل باران از دانشگاه استانفورد چنین استدلال کرده اند که بدون مخارج نظامی، رکود و بیکاری گسترده ای در کشورهای سرمایه داری روی خواهد داد. این طرز تفکر مبتنی بر تجزیه و تحلیل کینزی در مورد منشا بیکاری است. افزون بر اجتناب از بیکاری، کارگران در صنایع عظیم دفاعی مستقیما از مخارج نظامی بهرهمند خواهند شد. بنابراین وجود دموکراسی در جهان سرمایه داری مانع از پیدایش امپریالیسم نخواهد شد، زیرا شمار زیادی از رای دهندگان در کشورهای سرمایه داری وجود امپریالیسم را، دست کم به طور غیر مستقیم، در جهت منافع خود می بینند.

برای کشورهای فقیری که می خواهند پای در راه توسعه بگذارند، دیگر نقش خروج مازاد از کشور مطرح نیست، بلکه تبانی و همکاری میان سرمایه داران کشورهای پیشرفته و نیروهای مخالف رشد در داخل کشورهای رو به توسعه مطرح است. امروزه مسئله مهم استفاده درست از این مازاد در کشورهای رو به توسعه است نه خروج آن به دست استعمار گران.

نتیجه نهایی این فراگرد اتحاد میان سرمایه گذاران خارجی و زمین داران بزرگ، سرمایه داران تجاری و کارگران است که با مساعی یکدیگر دولتی را بر اریکه قدرت نگه می دارند که کوشش چندانی در راه توسعه جامعه به عمل نمی آورد.

البته تفاوت دیدگاه ها در خصوص این موضوع اساسی وجود دارد. برخی دانشمندان چنین استدلال می کنند که به نفع کشورهای سرمایه داری پیشرفته خواهد بود که جریان خروج مواد اولیه از کشورهای رو به توسعه همیشه برقرار بماند. این امر برای رشد صنعتی در کشورهای رو به توسعه از جنبه ی دو هدف زیان بخش است، زیرا محصولات صنعتی تولیدی این کشورها توان رقابت با واردات را دارند و می توانند سهم درخور توجهی از مواد خام را به خود اختصاص دهند. طبقات قدیمی حاکم بر جامعه که از زمین داران بزرگ و سایر عناصر جامعه فئودالی تشکیل شده اند هیچ علاقه ای به ظهور سرمایه داری صنعتی ندارند، که با آنها بر سر کسب قدرت رقابت کنند. از سوی دیگر سرمایه داران صنعتی ممکن است در جهت منافع خود دست به اصلاحات ارضی بزنند و به طرفداری از سرمایه گذاران خارجی و طبقات فئودالی حاکم برخیزند، زیرا حیات آنها به برقرار ماندن الگوی تجارت فعلی وابسته است و مایل نیستند با پذیرش الگوهای جدید تر خود را درگیر رقابت های دیگر سازند. حتی کارگرانی که در تاسیسات مدرن کار می کنند با این دیدگاه هم رای هستند، چون دستمزد آنها از سطح متوسط بسیار بالاتر است. نتیجه نهایی این فراگرد اتحاد میان سرمایه گذاران خارجی و زمین داران بزرگ، سرمایه داران تجاری و کارگران است که با مساعی یکدیگر دولتی را بر اریکه قدرت نگه می دارند که کوشش چندانی در راه توسعه جامعه به عمل نمی آورد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید