شاخص برابری قدرت خرید (ppp)

شاخص برابری قدرت خرید (ppp)

برای اینکه بتوان عملکرد اقتصاد کشورها را سنجید و آن را با دیگر کشورها مقایسه کرد باید از یک شاخص اقتصادی بهره برد. شاخص “تولید ناخالص داخلی” (GDP) اکنون پرکاربرد ترین شاخص برای اندازه گیری حجم اقتصاد است که نشان می دهد کل ارزش فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی و دولتی طی یک دوره زمانی مشخص برای مثال یک سال چقدر بوده است.

اگر شما حجم اقتصاد ایران را بر اساس ریال و حجم اقتصاد آمریکا را بر اساس دلار محاسبه کنید، آنگاه برای مقایسه اقتصاد این دو کشور باید واحد اندازه اقتصادها را به واحدی یکسان تبدیل کنید، ساده ترین راه حل این است که با توجه به ارزش ریال نسبت به دلار، ارزش یکی را به دیگری تبدیل کنید. مثلا اگر هر دلار معادل ۳۲۰۰ تومان باشد، اندازه اقتصاد ایران بر اساس تومان را بر ۳۲۰۰ تقسیم کنید تا ارزش دلاری آن را بسنجید. اما چنین راهکاری می تواند گمراه کننده باشد چرا که قدرت خرید معادل ریالی ۱۰ دلار در داخل ایران با قدرت خرید همان ۱۰ دلار در آمریکا برابر نیست.

برابری قدرت خرید، بین ارزهای دو کشور A و B، تعداد واحدهای ارز کشور B (یا A)است که به اندازه قدرت خرید یک واحد ارز کشورA(و یا B)می باشد. به عبارتی PPP نوعی نرخ مبادله می باشد که برابر است با نسبت هزینه های دو سبد کالای یکسان در دو جامعه بر حسب ارزهای ملی. 

 E1,2= \frac{\ CB1}{\ CB2}

یکی از معروفترین مواردی که اقتصاددانان در مورد آن، برابری قدرت خرید را محاسبه کردند، همبرگر مک دونالد است زیرا این همبرگر در بسیاری از کشورهای جهان با کیفیت یکسان مصرف می شود. فرض کنیم که مصرف کننده این کالا در کشور آمریکا دو دلار و در کشور بریتانیا ۱٫۵ پوند بابت خرید همبرگر مک دونالد پول پرداخت کنند، نسبت ۱٫۵ پوند به دو دلار برابر ۰٫۷۵ خواهد بود.عدد ۰٫۷۵ در مقایسه با نرخ برابری ارز آمریکایی(دلار) و ارز انگلیسی (پوند) که ۰٫۶۲ است، بزرگتر است و این به مفهوم آن است که مک دونالد در بریتانیا گرانتر از مک دونالد آمریکایی است

در مثال دیگری اگر اقتصاد چین و آمریکا را در نظر بگیرید، با ۱٫۶۶ دلار می توان در چین یک قرص نان خرید اما همان نان در آمریکا ۲٫۳۹ دلار قیمت دارد. در واقع اگر فقط نان را در نظر بگیریم، قدرت خرید فردی که در چین ۱۶ دلار در ماه درآمد دارد معادل قدرت خرید فردی است که ۲۳ دلار در ماه درآمد دارد. به همین خاطر است که در نظر گرفتن میزان درآمد بدون توجه به برابری قدرت خرید می تواند گمراه کننده باشد و باعث بروز خطا در مقایسه عملکرد اقتصادها بشود. به همین خاطر اقتصاددانان برای اینکه بتوانند همه اقتصادها را بر اساس واحد یکسانی بسنجند، علاوه بر اینکه ارزش همه آن ها را به دلار تبدیل می کنند، بر اساس قدرت خرید مختلف دلار در کشورهای مختلف، میزان درآمد کشورها را نیز تعدیل می کنند و از آن به عنوان “برابری قدرت خرید” (Purchasing Power Parity). برای مثال اندازه اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۳ طبق برآورد صندوق بین المللی پول معادل ۳۶۶ میلیارد دلار بوده است اما اگر برابری قدرت خرید در نظر گرفته شود آنگاه اندازه اقتصاد ایران در همان سال به ۹۴۵ میلیارد دلار می رسد. در واقع می توان گفت که قدرت خرید یک دلار در ایران کمی بیش از دو برابر قدرت خرید آن در آمریکا است.

اصولاً نرخ برابری قدرت خرید در مقایسات بین‌المللی کاربرد دارد که می توان از عمده ترین موارد استفاده آن به صورت زیر نام برد:

  1. نرخ مبادله PPP ، به عنوان فاکتور تبدیل کننده، می تواند به جای نرخ های مبادله در تبدیل هم فزونی های اقتصادی کشورهای مختلف به یک ارز رایج ، استفاده شود. این هم فزونی های تبدیل شده ، مقایسات بین کشورها و تحلیل های اقتصادی و آماری آنها را سهل می نماید.
  2. محاسبه PPP، اولین گام در پروسه تبدیل GDP و هم فزونی های اصلی آن که با ارز ملی بیان شده به یک ارز رایج است تا ما را قادر به مقایسات بین‌المللی سازد.
  3. به منظور مقایسه استاندارد زندگی در دو کشور ، احتیاج به بیان اندازه این ملاک استفاده در دو کشور، به یک ارز می باشد به این منظور از نرخ های مبادله PPP می شود. زیرا استفاده از نرخ های مبادله بازار، منجر به مقایسات نادرست می شود.
  4. مقایسه درآمد بین‌المللی؛ سازمان های بین‌المللی باید مقدار GDP و GDP سرانه را برای هر کشور عضو، جهت اهداف سیاسی و یا آماری، مقایسه کنند . گاهی اوقات حقوق کارگران حرفه ای و مقرری دانشجویان خارجی با استفاده از چنین داده هایی تعدیل می شوند.
  5. نرخ مبادله PPP می تواند نشان دهنده رقابت پذیری یک کشور باشد. اگر ارز داخلی ضعیف باشد( PPP <نرخ مبادله)، کشور مورد نظر حالت رقابت پذیری پیدا می کند. زیرا قیمت های داخلی نسبتاً ارزان تر شده و پول به ارزش خارجی کمتر از ارزش داخلی عرضه می شود. از طرفی اگر(نرخ مبادله <PPP ) باشد ارز قوی شده و کشور موردنظر حالت رقابت پذیری را به علت قیمت های داخلی نسبتاً بالا از دست می رود.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید