کاربرد روانشناسی در عرصه اقتصاد

کاربرد روانشناسی در عرصه اقتصاد

کاربرد روانشناسی در عرصه اقتصاد, طیفی وسیع از مسائل را در بر می گیرد که در اینجا اجمالا به آنها اشاره می کنیم. روانشناسی امروز مدعی است که در زمینه های شخصیت, انگیز, هوش, حافظه, کسب مهارت, یادگیری, پیشرفت تحصیلی, تستهای کارآئی, علائق شغلی و تحصیلی, درمان ناهنجاریها, بهداشت روانی ,‌ تعامل اجتماعی, تنظیم روابط بین فردی, و عناوین بسیاری از این قبیل داده های تجربه شده در اختیار دارد که در قلمرو اقتصاد ,کاربردی وسیع داشته باشد. و بهمین دلیل, رشته های اختصاصی این علم, کاربرد اصول روا شناختی در بخشهای مختلف اقتصادی را مورد مطالعه قرار داده اند. رشته هائی از قبیل روانشناسی صنعتی, روانشناسی اجتماعی, روانشناسی مدیرت, روانشناسی تربیتی, بهداشت روانی در کارخانجات, مددکاری اجتماعی, مشاوره و راهنمائی, شغلی و حرفه ای و برخی رشته های فرعی دیگر, تاثیر شگرفی که در بهبود وضع اقتصادی داشته اند, مورد توجه و استقبال دست اندر کاران تولید, توزیع و مصرف قرار گرفته اند. طبق آمار ارائه شده, امروز حدود ۱۳ در صد از دارندگان دکتری در روانشناسی, در کشورهای غربی, در سازمانهای تجاری, دولتی, پژوهشی و صنعتی مشغولی بکار هستند. ۸روانشناسی صنعتی با طرح موضوعاتی از قبیل: رفتار نیروی کار, فعالیتهای عقلی و حرکتی که در صنایع گوناگون بکار می رود, توزیع کار و ساعتهای آن, خستگی, استراحت, کارآئی, روابط انسانی در صنعت, سنجش شایستگی, رضایت حرفه ای, ارزیابی مشاغل, آموزش ضمن خدمت, آزمونهای روانی و۰۰۰ سعی در بکار گیری اصول روانشناختی در محیطهای کار دارد.

روانشناسی مدیریت, با تکیه بر جنبه های روانی که یک مدیر موفق باید دارا باشد و نیز اصولی که باید در حسن اداره امور بکار گیر همچون توجه به نیازها ی کارگران, شخصیت دادن به افراد, ایجاد جو رقابت سالم و ۰۰۰ نقش مهمی در تصحیح تفکر و روند کار و بالا بردن تولید و ایجاد رضایت حرفه داشته است. چنانچه قانون « ضد انحار » یا « امحاء قدرت متمرکز و زیاد اقتصادی » که در سال ۱۹۴۷ در ژاپن به اجرا در آمد با آنکه بطور کامل عملی نشد, اما با تجزیه تنها ۱۸ شرکت بزرگ از ۳۲۵ شرکت عمده به شرکتهای کوچکتر, زمینه رقابت شدیدی آنان فراهم آورد این رقابت شدید بعنوان خصیصه بارز اقتصاد بعد از جنگ ژاپن در آمد. فشار رقابت موجب توسعه کارخانجات و ماشین آلات و پیشرفت تکنولوژی شد و این بنوبه خود رشد اقتصادی ژاپن را بوجود آورد. اقتصادی بوجود آمد که ویژگی آن رقابت شدید در همه صنایع و بویژه صنایع شیمیائی و سنگین بود.

در صنایع نساجی که شرکتهای زیادی وجود داشت رقابت شدیدتر بود. این شرایط موجبات ایجاد یک مکانیسم خوب را در بازار فراهم ساخت که بصورت یک عامل قوی در رشد اقتصادی در آمد.

روانشناسی اجتماعی که مسائلی از قبیل رفتار جمعی _ فرد در گروه _ عوامل اجتماعی انگیزش, هیجان و ادراک – تفاوتهای فردی و طبقاطی و نژادی – رفتار در گروههای کوچک – مناسبات بین اشخاص – همرنگی با جماعت – ارتباط جمعی تبلیغات و متقاعد سازی و … را مورد بحث قرار می‌دهد در زمینه های مختلف تولید, توزیع و مصرف نقش بسزائی ایفا می‌کند. مبالغ هنگفتی که تولید کنندگان فرآورده های تقریبا یکسان صرف تبلیغات و متقاعد ساختن افراد برای خرید و مصرف فرآورده های خود می سازند صدها ملیون دلاری که شرکتهای بزرگ, سالیانه صرف تبلیغ فرآورده های خود می سازند و ترفتند هائی که در تبلیغات برای نمایاندن امتیازات غیر واقعی کالا می رود ۱۰, مقدار نفوذ یکی از مباحث روانشناسی اجتماعی در جنبه های اقتصادی زندگی بشر را بخوبی نمایان می سازد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید