اقتصاد توسعه: تعاریف

اقتصاد توسعه: تعاریف

اقتصاد توسعه عبارتست از بررسی و تجزیه و تحلیل انواع مشکلات اجتماعی پیشروی توسعه اقتصادی کشورهای توسعه نیافته جهان. هر چند مطالعه در زمینه اقتصاد توسعه ریشه تاریخی دارد و از آدام اسمیت شروع می شود و به مارکس ، کینز و اقتصاددانان معاصر می رسد، با این همه اکثر این اقتصاددانان بیشتر علاقمند به مسائلی هستند که خصوصیات غیر دینامیک دارند و در چارچوب فرهنگی، اجتماعی و سازمانی کشورهای اروپای غربی محدود می شوند. به هر حال در سالهای دهه ۱۹۴۰ و سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، زمانی که تعداد زیادی از کشورهای توسعه نیافته استقلال سیاسی پیدا کردند، توجه بیشتری به این رشته در علم اقتصاد معطوف شد. بیشتر رهبران کشورهای در حال توسعه بر این نکته متّفق القول بودند که هر چه سریع تر اختلاف بین خود و  کشورهای غنی را کم کنند و نیز هر چه سریعتر بتوانند چاره ای برای مشکلات عدیده موجود در جامعه مانند بیکاری، فقر، بیسوادی، گرسنگی، رشد سرطانی جمعیت و غیره پیدا کنند.

 ولی متاسفانه در عمل بیشتر مطالعات انجام شده در زمینه این علم در کشورهای پیشرفته و صنعتی صورت گرفت و در عمل فاصله بین فقیر و غنی بیشتر شد و مشکلات و معضلات اقتصادی – اجتماعی عمیق تر و پیچیده تر گشتند. در نهایت مطالعات انجام شده در زمینه فقر ملل و روشهای از بین بردن آن نشان می دهند که مشکل فقر در کشورهای فقیر را نمی توان به کمک تجربه کشورهای غنی حل نمود. چون در کشورهای پیشرفته تمایل برای توسعه اقتصادی وجود داشته و می توانستند در کوتاه مدت شرایط لازم را برای پیشرفت ایجاد کنند. گونار میردال می نویسد: “کشورهای توسعه نیافته نبایستی تئوریهای به ارث رسیده از ما را به صورت پیش فرض قبول کنند، بلکه آنها را بایستی دوباره بازسازی کرده و با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی خود و منطبق بر منافع و مشکلات خود به کار گیرند.”

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید