بازار در توزیع درآمد چگونه عمل مى کند؟

بازار در توزیع درآمد چگونه عمل مى کند؟

توزیع درآمد در بازار

در نظام بازار, درآمد آحاد مردم از طریق عرضه منابع و نهاده هایى کسب مى شود که در اختیار دارند. این منابع را مى توان سه دسته شمرد. سرمایه انسانى, سرمایه مالى و سرمایه فیزیکى. سرمایه انسانى یا نیروى کار در قبال مزد و حقوق فروخته مى شود, سرمایه مالى در قبال بهره یا سود ارائه مى گردد, و سرمایه فیزیکى, مانند زمین یا خانه, در برابر اجاره واگذار مى شود. بنابراین درآمد هر فرد به مقدار منبعى که در اختیار دارد, و بهایى که در قبال آن مى تواند دریافت کند, بستگى مى یابد.

توزیع منابع تولید (ثروت)

چه چیزى توزیع ثروت را تعیین مى کند؟ ثروت به شکل سرمایه مالى یا فیزیکى تحت تاثیر چند عامل توزیع مى شود ; که انباشت در طول زندگى, غصب و سایر تملک هاى ظالمانه ارث از آن جمله اند. البته قوانین مربوط به مالکیت, ارث و ازدواج در این امر تعیین کننده اند. ثروت در کشورهاى سرمایه دارى به شدت نابرابر توزیع شده است. شکل ۴ این وضعیت نابرابر را براى دو کشور انگلستان و ایالات متحده آمریکا به خوبى نشان مى دهد.
در انگلستان, در سال ۱۹۹۵, مالک نیمى از ثروت موجود کشور, تنها ۱۰ درصد ثروتمندترین افراد بودند; و بقیه ۹۰ درصد جمعیت نیم دیگر را در اختیار داشتند (:۲۶۵ Sloman, 2000).
این اختلاف فاحش در تمرکز ثروت که در دیگر کشورهاى تابع نظام بازار نیز مشاهده مى شود, نباید تنها نتیجه تلاش و کوشش تلقى شود. بلکه نهادهاى ناعادلانه و روش هاى مبتنى بر غصب و استثمار در سطح ملى و جهانى از علل قابل توجه آن است.
ثروت به شکل سرمایه انسانى, یعنى نیروى کار, تابع قدرت جسمانى و قابلیت هاى ذاتى دیگر, و هم چنین مهارت هایى است که در طول زندگى انباشته شده است. تفکیک توانایى هاى انسانى بین ذاتیات ناشى از وراثت و قدرت اکتسابى, در عمل چندان آسان نیست. مهم ترین عامل توانایى, هوش و ذکاوت است که معلوم نیست دقیقا چه مقدار نتیجه عملکرد عوامل ژنتیک است و چه میزان به محیط تربیتى یا تلاش و کوشش خود انسان بستگى دارد. به عنوان مثال دانش مهارت را در نظر آورید. روشن است که فرزندان پدران و مادران تحصیلکرده, در کسب دانش, و مهارت معمولا موفق ترند تا فرزندان پدران و مادران داراى تحصیل کم تر. آن ها به مطالعه و کار تحصیلى تشویق مى شوند و امکانات بهترى برایشان فراهم مى گردد. از تغذیه مناسب نیز برخوردارترند و همین امر قدرت فراگیرى را افزایش مى دهد. آیا مى توان ادعا کرد که آن ها این پیش افتادن را از پدرانشان به ارث مى برند؟ یا توانایى انباشته دانش و مهارت میراث پدرانشان است؟ به هر حال روشن است که علاوه بر قابلیت هاى ژنتیک, محیط تربیتى خانوادگى و اجتماعى, یا به طور کلى, وضعیت محیطى افراد تاثیر به سزایى در انباشت سرمایه انسانى دارد. به عبارت دیگر, سرمایه انسانى, نه تنها به دلیل عوامل ذاتى نابرابر است, بلکه به دلیل نابرابرىهاى ثروت و درآمد در نسل گذشته, و نظامات اجتماعى غیرعالانه نیز متفاوت خواهد بود.

قیمت منابع تولید

عامل دوم تعیین درآمد در نظام بازار, چنان که گفتیم به قیمتى بستگى دارد که صاحب منبع موجود مى تواند در قبال عرضه آن به چنگ آورد. قیمت منبع, خود به دو عامل بستگى مى یابد; اول, بهره ورى منبع, دوم قیمت کالاى نهایى که آن منبع در تولیدش مشارکت دارد. مثلا براى منبع نیروى انسانىL که در تولید کالاىX شرکت مى جوید, مى توانیم بنویسیم:
PL = MPL . PX
که در آنPX مزدى است که بازار براى منبع سرمایه انسانى مى پردازد,MPL بهره ورى نهایى نیروى کار است, وPL قیمت کالاىX در بازار.
قیمت قطعه زمینى در خیابان ولى عصر تهران با همان مساحت زمین در کنار جاده تهران ـ فیروزکوه, در بیابان هاى بین دماوند و فیروزکوه, بسیار متفاوت است. این اختلاف به دلیل کاربردهاى متفاوتى است که این دو قطعه زمین دارند, و نیز قیمتى که براى کالاها و خدمات قابل حصول از آن ها پیدا خواهد شد.
بهره ورى نیروى کار نیز هر چه بیش تر باشد, میل به استخدام وى فزون تر است. یعنى کارفرما حاضر به پرداخت مزد بالاتر خواهد بود. به عبارت دیگر, مزد به کیفیت سرمایه انسانى موجود بستگى پیدا مى کند. این کیفیت چنان که دیدیم, حاصل ترکیبى از توانایى هاى ذاتى, آموزش و تلاش و پشتکار فرد است. کیفیت نیروى انسانى در شکل ویژه کارآفرینى, قدرت خلاقیتى فراهم مى سازد که در نزد قلیلى از افراد وجود دارد. صرف نظر از جنبه تلاش ارادى, عوامل دیگر موثر بر بهره ورى, خارج از اراده فرد و در نتیجه متفاوت و نابرابر است, در نتیجه درآمدPL) ) نیز مختلف خواهد بود. اختلاف بهره ورى نه تنها براى افراد مختلف نابرابر مى باشد, بلکه براى یک فرد نیز در طول حیات شغلى اش متغیر است. مانند ایام پیرى و بازنشستگى.
البته تعیین بهره ورى یک فرد در عمل بسیار سخت است. زیرا تولید نهایى, نیروى کار به عوامل دیگرى مثل مدیریت, فن آورى, و مقدار نهاده هاى مکمل بستگى مى یابد. به همین دلیل یک فرد خاص در شغل الف با بهرورى بیش ترى کار مى کند تا شغل ب. نابرابرىهاى ناشى از عوامل برونزا, که فرد در آن نقشى ندارد, در سهم وى از درآمد موثر است.
علاوه بر بهره ورىMPL) ), قیمت کالاى تولید شدهPX نیز در ارزش گذارى بها ده نقش تعیین کننده دارد. کارفرما هر چه تولیدش خواستار بیش ترى داشته باشدPL) بالا), حاضر به پرداخت مزد بیش تر استPX) بالا). بنابراین اگر تقاضاى کالاى تولیدى(Xa) کاهش یابد کارفرما یا کارگرش را اخراج مى کند (PL = 0) یا مزدش را پایین مىآورد. بدین ترتیب دوره هاى تجارى بر توزیع درآمد ناشى از سرمایه انسانى اثر مى گذارد.
بنابراین درآمد نیروى کار حتى در بازارى رقابتى, مى تواند تحت تاثیر حوادث پیش بینى شده, مانند بازنشستگى, یا پیش بینى نشده, مثل بروز رکود, کاهش یابد. در این دوره ها اگر وى از منابع دیگر تولید, درآمد نداشته باشد, دچار فقر خواهد شد. بازار براى مقابله با این نارسایى, خود راه حلى ندارد؟ چرا, بیمه راه حل رایج بازار است. اما چنان که در فصل قبلى ملاحظه شد بیمه در مواردى که خسارت ذهنى و انتخاب نامطلوب مصداق یابد, ناتوان از حل مشکل است. علاوه بر آن خطر اجتماعى نیز مانع کارکرد بیمه هاى خصوصى است. خطراتى که تمامى افراد تحت پوشش یکباره با آن مواجه شوند, بیمه گرهاى بازار را از کار مى اندازد. مثل تورم یا بیکارى که تمامى جامعه را متاثر مى سازد. پوشش بیمه اى کامل در برابر چنین خطراتى ممکن نیست (:۲۰۱ Le Grand et al, 1992). در این حالت ها دخالت دولت براى تإمین اجتماعى و بیمه بیکارى ضرورى مى شود. در غیر این صورت حتى در بازار رقابتى فقر و نابرابرى شدید مى تواند به وجود آید.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید