اقتصاد اطلاعات

اقتصاد اطلاعات

انقلاب اطلاعات موضوع نسبتا جدید در ادبیات علمی است و بعد از انقلاب صنعتی، انقلاب برق، انقلاب نفت و انقلاب الکترونیک، پنجمین انقلاب علمی بشر بعد از رنسانس می دانند و اعتقاد دارند که این تحول ، شیوه تولید، توزیع و مصرف اطلاعات را دگرگون ساخته است. یک از جنبه های مهم و اساسی این انقلاب ، اقتصاد اطلاعات است. زیرا اثرات اقتصادی انقلاب اطلاعات بسیار شگرف بوده است. خصوصیات و ماهیت کاملا متفاوت فناوری اطلاعات نسبت به سایر کالاها و خدمات موجب شده است که برای بررسی بعدی اقتصادی اطلاعات، روشهای تحلیل جدید ( البته نه نوع جدیدی از تحلیل ) بکار گرفته شود. لذا در بررسی و تحلیل بازار اطلاعات در عین حال که از روشهای کاملا جدید استفاده می شود عواملی مثل سلیقه افراد ، فناوری تولید و ساختار بازار در چگونگی کارکرد این بازار نقش مبنایی ایفا می کند. با توجه به این امور یکی از موضوعاتی که در دهه های اخیر در حوزه دانش اقتصاد به سرعت در حال گسترش بوده است موضوع اقتصاد اطلاعات است.
عمده بحث ها در اقتصاد اطلاعات به مسئله اطلاعات نامتقارن مربوط می شود یعنی موقعیتی که در آن یک عامل اقتصادی در مورد مبادله خود اطلاعات خاصی دارد که طرف دیگر مبادله آن اطلاعات را ندارد. مثلا کارگر در فروش نیروی کار خود به کارفرما در مورد نحوه و میزان تلاش و بهره وری خود از اطلاعات بیشتری برخوردار است تا کارفرما. البته کارفرمایان چیزهایی در مورد بهره وری بالقوه کارگران استنباط می کنند. کارگر خوب هم بسته به اینکه پرداخت انگیزه ای به آنها چقدر باشد ممکن است بخواهند به عنوان کارگر خوب شناخته شوند و یا ممکن است نخواهند. تولیدکنندگان با کیفیت بالا می خواهند با همین عنوان شناخته شوند اما تولید کنندگان محصولات با کیفیت پایین هم می خواهند با همین نام شناخته شوند.
از این جهت رفتار عوامل اقتصادی در شرایط عدم تقارن اطلاعات به طور حتم با تعامل های استراتژیک همراه است. نکته ای که در اینجا باید تاکید شود این است که معمولا طرف مبادله با اطلاعات بیشتر می خواهد فرد کمتر مطلع را استثمار کند. وقتی بازار رقابتی باشد هر فرد هر کیفیتی از کالا را معادل هزینه نهایی آن خریداری می کند، اما وقتی عدم تقارن اطلاعات وجود دارد بنگاه ها از کیفیت کالا خبر دارند اما مشتریان از کیفیت آن به طور کامل مطلع نیستند و از این رو ممکن است کالا را بیشتر از هزینه نهایی آن خریداری کنند و این با کارایی در تولید و مصرف منافات دارد. اساسا اگر مصرف کنندگان از کیفیت کالایی که می خواهند بخرند مطلع نباشند ممکن است بنگاه وسوسه شود که کالای بد را به قیمت کالای خوب به آنها بفروشد. چون مصرف کنندگان احتمال می دهند که کالای خریداری شده آنها دارای کیفیت بد باشند حاضر نیستند برای کالاهای با کیفیت نامعلوم پول زیادی بپردازند. بنابراین تولیدکنندگان کالاهای با کیفیت هم نمی توانند در شرایط عدم تقارن اطلاعات کالاهای خود را به قیمتی معاول یا نزدیک هزینه نهایی تولید خود بفروشند. این در حالیست که مصرف کنندگان برای کالاهی با کیفیت بالا ارزشی بیش از هزینه تولید آنها قائلند. لذا به این دلیل کالاهای خوب بوسیله کالاهای بد از بازار خارج می شوند. حذف یا محدود شدن بازار کالای با کیفیت در اینجا نمودی از نقض و عجز بازار است.
در قسمت های بعد بیشتر در این مورد توضیح خواهیم داد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید