اندازه گیری توسعه اقتصادی با درآمد ناخالص ملی

اندازه گیری توسعه اقتصادی با درآمد ناخالص ملی

اندازه گیری توسعه اقتصادی با درآمد یا تولید ناخالص ملی (GNP)

یکی از معیارهای اندازه گیری توسعه اقتصادی افزایش در درآمد ملی در طول یک دوره بلند مدت اقتصادی است. اما در عمل این نمی تواند یک معیار کامل و قانع کننده باشد. درآمد ملی برابر است با کل تولید محصولات ساخته شده و خدمات ایجاد شده به صورت پولی و نه به صورت واقعی. بنابراین تغییرات قیمت در طول جریان اندازه گیری درآمد ملی واقعی می بایستی نادیده گرفته شوند. در این تعریف جمله «در طول یک دوره بلند مدت» نمایانگر رشد مداوم درآمد واقعی می باشد. بنابراین افزایش ناگهانی و غیر تولیدی در درآمد ملی در کوتاه مدت که در زمان رونق ظاهر می شوند، نمایانگر رشد مداوم درآمد واقعی است. بنابراین این افزایش ها که در زمان رونق ظاهر می شوند، نمایانگر توسعه اقتصادی نیستند.

یک از معایب این روش نادیده گرفتن رشد جمعیت است. اگر افزایش در درآمد ملی واقعی همراه با رشد سریعتر جمعیت باشد، نه تنها رشد اقتصادی وجود ندارد، بلکه رشد منفی اقتصادی نیز ایجاد می شود. درآمد ناخالص ملی همچنین هزینه های جانبی را که جامعه برای توسعه اقتصادی محتمل شده است، مانند آلودگی آب و هوا، شهر نشینی ، صنعتی شدن و رشد جمعیت در نظر نمی گیرد. همچنین در این تعریف هیچ جا صحبتی از توزیع درآمد نشده است. افزون بر تمام موارد فوق، مشکلات شخصی در اندازه گیری درآمد ملی وجود دارد که به قرار زیر است:

۱-    درآمد ملی همیشه با پول اندازه گیری می شود، اما کالاها و خدمات بیشماری وجود دارند که محاسبه آنها با پول بسیار مشکل است. این پدیده بخصوص در کشورهای توسعه نیافته وجود دارد. با عدم محاسبه این خدمات در تولید ملی، ارزش واقعی درآمد ملی کاهش خواهد یافت.

۲-    مشکل دیگر در محاسبه درآمد ملی، محاسبه های دو یا چند باره است که از ناتوانی در تفاوت گذاشتن بین کالاهای واسطه ای و ساخته شده نشات می گیرد.

۳-    مشکل مهم دیگر محاسبه پرداخت های انتقالی در درآمد ملی است. مردم از حقوق بازنشستگی، بهره وام های دولتی و … برخوردارند. سوالی که مطرح است اینست که آیا اینها بایستی در محاسبه درآمد ملی تاثیر داده شوند؟ در حالیکه از یک طرف درآمد مردم و از طرف دیگر مخارج دولت هستند؟

۴-    درآمدهای بدست آمده و یا سرمایه های ایجاد شده برای صاحبان دارایی و ثروت در نتیجه کاهش یا افزایش ارزش آن در بازار در محاسبه درآمد ملی وارد نمی شود. تنها زمانی سود یا زیان حاصله از دارایی در درآمد محاسبه درآمد ملی مطرح می شود که نتیجه فعالیت های موثر جاری باشد.

اینها تنها نمونه ای از دلایل بسیاری است که استفاده از این شاخص اندازه گیری را توجیه ناپذیر می نماید.

متاسفانه اقتصاددانان کشورهای در حال توسعه و نیز اقتصاددانان غربی مشاور آنها ، از توسعه اقتصادی به مثابه دگرگونی زیربنایی و انتقال مرکز ثقل اقتصاد از کشاورزی به بخش خدمات و صنعت یاد می کنند. در حالیکه حل مسائل و مشکلات اصلی اجتماعی- اقتصادی موجود همچون فقر، بیسوادی، بیکاری و توزیع عادلانه درآمدها اهمیت اصلی را دارند. از طرفی صنعتی شدن لزوما به معنای حل معضلات اولیه جامعه نیست و افزایش در درآمد ملی نیز دلیل از بین رفتن بیکاری یا فقر نیست.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید